ضیافت کلمات؛ تسلی بدون انکار واقعیت

ضیافت کلمات؛ تسلی بدون انکار واقعیت

چکیده سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:

مریم نصر اصفهانی
این روزها که می‌گذرد، از آسمان و زمین بهانه‌های زیادی برای اضطراب شدید و احوال ناخوش بر سر ما می‌ریزد. در زندگی روزمره نیز آدم‌ها بیش از همیشه می‌پرسند: حالا چه می‌شود؟ چه باید کرد؟ و بالاتر از همه، چگونه می‌توان در این روزگار دوام آورد؟
کتاب «ضیافت کلمات» مجموعه تأملات دکتر مقصود فراستخواه پیرامون همین پرسش‌هاست؛ هفتاد تأمل حاصل چندین دهه زندگی فکری و دانشگاهی نویسنده درباره اضطراب، تاریخ، ایران، عشق، نفرت، دموکراسی، صلح، یأس، تلاش، خستگی و امید. نویسنده نه در مقام کسی که پاسخ قطعی پرسش‌های دشوار زندگی را در اختیار دارد، بلکه در مقام کسی سخن می‌گوید که بلندبلند فکر می‌کند و برای این اندیشیدن، توشه‌ای از تجربه و تأمل دارد. از همین منظر، من «ضیافت کلمات» را نمونه‌ای موفق از ژانر ادبی ـ فلسفی «نوشته‌های تسلی‌بخش» می‌دانم. این سنت از روزگاران باستان وجود داشته و بر دو پایه فلسفه و بلاغت استوار بوده است.

از سنت تسلی‌بخشی تا انسان امروز
از «فایدون» افلاطون و آثار رواقیان تا «تأملات» مارکوس اورلیوس، نامه‌های سنکا، «تسلی‌بخشی فلسفه» بوئتیوس و رساله «دفع احزان» کندی، با سنتی طولانی از اندیشیدن به رنج و شیوه مواجهه با آن روبه‌رو هستیم. بخش مهمی از سنت کلاسیک بر تمایز عقل و احساس، نفس و بدن استوار بود و راه غلبه بر اندوه را در تسلط عقل بر عواطف می‌دید. اما فهم امروز ما از انسان تغییر کرده است. عواطف با عقل و بدن با ذهن و روان درهم‌تنیده‌اند. انسان بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان برای مواجهه او با مسائل و رنج‌هایش فرمولی ساده ارائه کرد.

از خودیاری فردی تا مسئله جمعی
اهمیت «ضیافت کلمات» برای من در این است که سنت تسلی‌بخشی را از سطح صرفاً فردی به سطح اجتماعی می‌برد. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مسائل جمعی آن هنوز حل نشده است. پرسش «حالا چه کنیم؟» برای ما فقط پرسش فردی کسی نیست که با تنهایی یا شکست مواجه شده است؛ پرسشی جمعی درباره چگونگی زیستن با یکدیگر است. هدف کتاب صرفاً آرام کردن ما نیست؛ بلکه احساس مسئولیت ما را نسبت به خودمان و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم یادآوری می‌کند.

دیگری، همزیستی و پرهیز از خشونت
یکی از ویژگی‌های مهم کتاب، توجه جدی به فهم دیگری و امکان همزیستی است. خشونت‌پرهیزی و صلح نیز در جای‌جای کتاب حضور دارند. چشم‌انداز اخلاقی «ضیافت کلمات» را می‌توان به اخلاقی نزدیک دانست که در آن دیگری اهمیت اساسی دارد و با مراقبت، به‌رسمیت‌شناختن دیگری و پذیرش تکثر نسبت پیدا می‌کند.

به رسمیت شناختن عواطف، رنج و بدن
کتاب عواطف را جدی می‌گیرد و رنج را انکار نمی‌کند. گریه، اندوه و خستگی انسان را به رسمیت می‌شناسد. اخلاقی که در این کتاب با آن روبه‌رو هستیم، اخلاقی واقع‌بینانه است. آنچه پس از بستن کتاب با خود می‌بریم، نوعی تسلی است، بی‌آنکه مجبور شده باشیم واقعیت را انکار کنیم.

کتابی که با ذهن، چشم و عاطفه مخاطب سخن می‌گوید
«ضیافت کلمات» تصویرسازی‌های زیبایی دارد و امکان شنیدن تأملات با صدای خود دکتر فراستخواه نیز از طریق کدهای QR فراهم شده است. کتاب می‌کوشد هم با ذهن ما سخن بگوید، هم با چشم ما و هم با عواطف ما.
پیشنهاد من برای ادامه این مسیر آن است که دایره دغدغه اخلاقی کتاب، که از «من» به «دیگری» و از «ما» به «همه ما» گسترش یافته، موجودات زنده دیگر و مسائل زیست‌محیطی را نیز بیشتر دربرگیرد. شاید یکی از مهم‌ترین کارکردهای کتاب‌هایی از جنس «ضیافت کلمات» همین باشد که در برابر وسوسه پاسخ‌های ساده به مسائل انسانی، توجه ما را به پیچیدگی مناسبات و رنج‌های انسانی و ضرورت احترام به تفاوت جلب کنند؛ تا شاید تسلی‌بخش «مای جمعی» ما باشند.