چکیده سخنرانی آقای دکتر مالک شجاعی جشوقانی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
بسمالله الرحمن الرحیم.
هفتادسالگی استاد گرامی، دکتر مقصود فراستخواه را به ایشان، خانواده، شاگردان و دوستدارانشان و به تعبیری به همه «ما ایرانیان» تبریک میگویم. آشنایی من با آثار ایشان به سالهای دور بازمیگردد و همچنان خود را شاگرد ایشان میدانم.
قلم زدن در جوهر جان
در سنتی درباره ارسطو گفته شده است که هنگام نوشتن، قلم خود را نه در جوهر دوات، بلکه در «جوهر جان» خویش میزد. این تعبیر برای بحث من اهمیت دارد. هرجا با تفسیر و هرمنوتیک سروکار داریم، دیگری حضور دارد و اگر انسان بخواهد تجربه حضور دیگری را بفهمد، ناچار است قلم را در جوهر جان خود بزند. به گمان من، دکتر فراستخواه در بسیاری از آثارش چنین کرده است.
از «کویریات» تا «ضیافت کلمات»
شریعتی آثار خود را به «اجتماعیات»، «اسلامیات» و «کویریات» تقسیم میکرد. «ضیافت کلمات» از جهتی به قلمرویی نزدیک میشود که فاصله میان اندیشه و تجربه زیسته نویسنده در آن کمتر است. خود عنوان «ضیافت» نیز برای دانشجوی فلسفه خاطره «ضیافت» افلاطون و سنت سقراطی را زنده میکند.
چرخش هرمنوتیکی و ضرورت خوداندیشی
فلسفه معاصر خصلتی هرمنوتیکی پیدا کرده است و خوداندیشی، خودانتقادی، خودنگاری و زندگینامهنویسی دیگر صرفاً تفنن نیستند. اگر با چنین نگاهی به سیر فکری فراستخواه بنگریم، آثار او بهتدریج به نوعی هرمنوتیک انتقادی جامعه ایرانی رسیدهاند. یکی از نقاط عطف این مسیر «ما ایرانیان» است و «ضیافت کلمات» را نمیتوان جدا از این سیر خواند.
الهیات، دانشگاهیات، ایرانیات و مقصودیات
با قدری تسامح و بازی زبانی، آثار دکتر فراستخواه را میتوان در چهار قلمرو دستهبندی کرد: «الهیات»، «دانشگاهیات»، «ایرانیات» و سرانجام «مقصودیات».
الهیات به آثار دینپژوهی، قرآن، نواندیشی دینی و اخلاق اشاره دارد؛ دانشگاهیات به پژوهشهای گسترده درباره آموزش عالی، دانشگاه ایرانی و نهاد علم؛ و ایرانیات به آثاری که ایران و انسان ایرانی مسئله اصلی آنهاست.
اما با «ضیافت کلمات» به «مقصودیات» نزدیک میشویم: نوشتههایی که بیش از پیش به خود مقصود فراستخواه و تجربه زیسته او نزدیک میشوند. به زبان دیگر، از دینپژوهی به دانشگاهپژوهی، از آنجا به ایرانپژوهی و سپس به نوعی خودپژوهی رسیدهایم. مقصودیات در برابر سه قلمرو پیشین نیست؛ عصاره و صورت شخصیشده آنهاست.
ضیافت و ابتلا به فلسفه
در «ضیافت» افلاطون سخن از نوعی ابتلا به فلسفه است. در «ضیافت کلمات» نیز میتوان نشانههای چنین ابتلایی را دید. فلسفه در اینجا فقط رشته دانشگاهی یا موضوع پژوهش نیست؛ به شیوه زیستن و دیدن جهان تبدیل شده است.
گفتوگوی نسلها و هرمنوتیک نسلی
هفتادسالگی دکتر فراستخواه فرصتی برای گفتوگوی نسلهاست. ما امروز بیش از همیشه به چیزی نیاز داریم که من آن را «هرمنوتیک نسلی» مینامم. بخشی از سوءتفاهمها و تنشهای جامعه، دانشگاه و حتی حکمرانی از آنجا ناشی میشود که تفاوت افقهای تجربه نسلهای مختلف را جدی نمیگیریم. مسئله فقط تفاوت سن نیست؛ تفاوت افقهای تجربه و معناست.
ضیافت کلمات در امتداد یک سلوک فکری
«ضیافت کلمات» را نباید صرفاً مجموعهای از قطعات کوتاه دانست. این کتاب مرحلهای از یک سلوک فکری طولانی است. فراستخواه در دین، دانشگاه و مسئله ایران سلوکی داشته و اکنون بخشی از حاصل این مسیر در تأملاتی ظاهر شده است که فاصله کمتری با تجربه شخصی او دارند. در اینجا نویسنده خود نیز بخشی از موضوع تفسیر است؛ و شاید همین امر ما را به تعبیر آغاز سخن بازگرداند: نویسنده قلم را نه فقط در جوهر دوات، بلکه در «جوهر جان» خود میزند.
