چکیده سخنرانی آقای دکتر حمیدرضا نمازی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
برای من افتخار است که درباره کتاب استاد دیرینم، دکتر مقصود فراستخواه، سخن میگویم. قریب سیودو سال است که به طریقی شاگرد ایشانم. سالها پیش، در دانشگاه پزشکی، استاد فراستخواه درس ادبیات فارسی ما را با شور فراوان تدریس میکردند و تأثیر آن کلاسها هنوز برای بسیاری از ما باقی مانده است.
برای خواندن جستار، باید نویسنده را نیز دید
وقتی با دلنوشته و جستار روبهرو میشویم، نمیتوان شخصیت نویسنده را بهکلی کنار گذاشت. برای فهم «ضیافت کلمات» نیز باید به شیوه زیستن مقصود فراستخواه توجه کرد. او، جدا از شخصیت روشمند دانشگاهی خود، یک «پرسهزن» است؛ در مترو، طبیعت، اتوبوس و میان مردم مشاهده میکند و از دل همین مواجههها موضوعاتی برای اندیشیدن پدید میآید.
«ضیافت کلمات» بهمثابه تاریخنگاری فرهنگی
من «ضیافت کلمات» را نوعی تاریخنگاری فرهنگی میدانم؛ نه تاریخ به معنای سنتی وقایعنگاری. تاریخ میتواند تاریخ از پایین باشد؛ تاریخ خیابان، شعر، زندگی روزمره، احساسات و دغدغههای یک جامعه.
این کتاب چیزی از «منتالیته» جامعه ما را ثبت میکند؛ ذهنیت یا روحیات جمعی. فکر میکنم سی یا پنجاه سال دیگر، اگر کسی بخواهد بداند ایرانیان امروز چگونه فکر میکردند، چه دغدغههایی داشتند و به چه چیزهایی امید داشتند، «ضیافت کلمات» میتواند یکی از منابع شناخت این ذهنیت باشد.
نوشتن برای زندگی کردن
در کتاب سویهای شاعرانه وجود دارد و گاه جملهها چنان استقلال پیدا میکنند که میتوان آنها را جداگانه خواند. این ویژگی با شیوه نوشتن فراستخواه مرتبط است. در اینجا میتوان از «نوشتن بهمثابه تکنولوژی خود» سخن گفت: نوشتن فقط برای فهمیدن، حفظ کردن یا متقاعد کردن دیگری نیست؛ گاهی مینویسیم تا زندگی کنیم.
از این حیث، «ضیافت کلمات» به سنت جستارنویسی و ثبت تجربه زیسته نزدیک میشود. اهمیت یادداشتها، خاطرات و سفرنامهها گاه سالها بعد آشکار میشود، زیرا جزئیاتی از زندگی و ذهنیت انسانها را ثبت میکنند که در اسناد رسمی وجود ندارد.
ایران؛ محور روایتهای کوچک
در خوانش من، محور اصلی کتاب ایران است. ایران از خلال روایتهای کوچک و تأملات گوناگون در کتاب حضور دارد. امید نیز در سراسر کتاب اهمیت دارد. دکتر فراستخواه متفکری خوشبین است؛ البته نه به معنای سادهانگاری. این خوشبینی بخشی از سلوک فکری و نحوه مواجهه او با جامعه ایرانی است.
کتابی برای چند حس
کتاب فقط متن نیست؛ تصویر دارد و امکان شنیدن صدای نویسنده نیز فراهم شده است. از این جهت، میتوان «ضیافت کلمات» را نوعی کتاب مرکب دانست که از بیش از یک رسانه و بیش از یک حس برای ارتباط با مخاطب استفاده میکند.
روشنفکری که در دانشگاه ماند
در پایان، برای من مهم است که دکتر فراستخواه روشنفکری است که در دانشگاه ماند. تدریس کرد، مقاله نوشت، دانشجو تربیت کرد و دشواریهای زیست دانشگاهی را پذیرفت و در همان حال ارتباط خود را با جامعه از دست نداد. «ضیافت کلمات» حاصل همین ترکیب است: دانشوری دانشگاهی، پرسشگری اجتماعی، پرسهزنی در متن زندگی روزمره و امید به جامعه ایرانی.
