ز آتشِ جنگ و خون، صلح را صدا بزنید
در این غبارِ جنون، صلح را صدا بزنید
دوباره دشتِ وطن بوی سوگ و باروت است
برای باغِ نگون، صلح را صدا بزنید
نه خوابِ مادران ماند، نه خندهٔ کودکان
به گوشِ چرخِ زبون، صلح را صدا بزنید
زمین ز کینهٔ انسان شکستهدل شده است
برای حرمتِ خون، صلح را صدا بزنید
اگرچه ابرِ خطر سایه گسترانیده است
به نامِ عشقِ فزون، صلح را صدا بزنید
طهماسب کاوسی
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
