حسین کمالوند | ۱۴۰۵/۰۸/۱۱
درآمدی بر چگونگیِ چینش و پیکربندیِ «وبرِ ایرانی»: نکاتی در موردِ فصل اول این کتاب
اگر بنا باشد در میانِ فصولِ کتابِ «وبرِ ایرانی: جامعهشناسیِ جامعهشناسیِ ماکس وبر در ایران» بر فصلی انگشت بگذارم و آن را حاملِ ایدهٔ مرکزی و منطقِ درونیِ این اثر بدانم، بیتردید انتخابم فصل نخست («ملاحظاتِ مقدماتی») است. این فصل نه مقدمهای به معنای متعارف کلمه، بلکه محلِ تکوین مسئله، تدارکاتِ پیشانظری و تلاش برای صورتبندیِ شرایطِ اجتماعیِ امکانِ یک روایتِ تاریخی است. در اینجا قبل از آنکه بهسراغ سرگذشتِ وبر در ایران بروم، توضیح دادهام که اساساً چه چیزی را میخواهم ببینم؛ افشا کردهام که از کدام منظر به آن مینگرم و با چه منطق و روشی آن را از زیرِ غبارِ پراکندگی و فراموشی بیرون خواهم کشید و پیکربندیاش خواهم نمود. فهرست این فصل، خود نقشهای فشرده از این مسیر است:
۱. طلیعه
۲. از وحدتِ نام تا تکثرِ صُور: سایههایی از وبر ایرانی
۳. دربارهٔ ضرورتِ جامعهشناسیِ جامعهشناسی ماکس وبر در ایران
۴. ردپای دیگران: نگاهی به وبرپژوهی در ایران
۵. منطق و روش پیکربندیِ وبر ایرانی
نقطهٔ عزیمتِ این اثر، مواجهه با نوعی غیاب بود؛ غیابِ معنادارِ نوشتهای دربارهٔ انبوه نوشتهها و پژوهشها و شرحها و تفاسیری که دربارهٔ ماکس وبر در ایران نگاشته شدهاند. تا آنجا که من دریافتهام، تاکنون کتابی که بهطور مستقل مسئلهٔ اصلیاش سرگذشت تاریخی و اجتماعیِ وبر در ایران باشد نوشته نشده است. دربارهٔ وبر بسیار گفته و نوشتهاند، آثارش ترجمه شده، مفاهیمش تشریح و تفسیر شده و اندیشههایش نیز در منازعاتِ فکری و نظریِ گوناگون بهکار گرفته شدهاند، اما میانِ «مطالعهٔ اندیشههای یک متفکر» و «مطالعهٔ سرگذشتِ تاریخیِ آن اندیشهها در اقلیمی دیگر» آنچنان گسلِ عمیقِ معناداری وجود دارد که به این سادگیها کنار گذاشتنی نیست. اولی میپرسد وبر چه گفته است و دومی پرسشش این است که آنچه وبر گفته، در جایی دیگر چه سرنوشتی پیدا نموده؛ «وبرِ ایرانی» به قصدِ پیمودن چنین فاصلهای زاده شد. البته این مسئله در مطالعات مربوط به دیگر جوامع بیسابقه نبود. کتاب مهم «ماکس وبر در ژاپن: پژوهشی در تاریخ تأثیرگذاری، ۱۹۰۵ تا ۱۹۹۵» نوشتهٔ ولفگانگ شوِنتکر (Wolfgang Schwentker)، تاریخنگار آلمانی، پیشتر منتشر شده است. پژوهشی که سرگذشتِ پذیرش و تأثیرگذاری وبر را در ژاپن، در امتداد یک بازهٔ تاریخی بلندمدت پی گرفته است. بااینحال، سرگذشت وبر در ایران را نمیتوانستم با انتقال یک الگوی آماده قابلِ فهم سازم. در اینجا میبایست تاحدودی از نو آغاز میکردم و از دلِ تاریخ، منازعات و مختصاتِ سیاسی و اجتماعی و معرفتیِ جامعهٔ ایران، سرنوشتِ وبر را دنبال مینمودم و دشواریِ کار نیز درست از همین نقطه سر برمیآورد. هنگامی که موضوعی هنوز بهصورت یک حوزهٔ مستقلِ پژوهشی صورتبندی نشده است، نه نقشهای آماده پیش روی نویسنده قرار دارد، نه مرزهای موضوع از پیش روشناند و نه مجموعهای تثبیتشده از اسناد و منابع برای رجوع وجود دارد. در چنین وضعیتی، تاحدودی میبایست اول خودِ مرزهای میدان پژوهش را روشن ساخت و ترسیم کرد. از میان انبوهی از ترجمهها، تألیفها، مقالهها، شرحها و تفسیرها، مواد خامِ یک بدنِ تاریخی را بیرون کشید و سپس از دلِ این پراکندگی، نظمی معنادار و چینشی قابل توجه را بازسازی و پیکربندی کرد. سختیِ کار فقط به دست یافتن و گردآوردن منابع مرتبط نبود، بلکه بیش از هر چیز به صورتبندیِ منطقی که این منابعِ پراکنده را به یکدیگر پیوند دهد و از آنها روایتی تاریخی برسازد مرتبط میشد (پیش از نوشتنِ تاریخ، امکانِ نوشتنِ آن تاریخ مسئلهبرانگیز مینمود).
در این مسیر سه افق نظری برای من اهمیتی بنیادین داشتند:
ایدهٔ «Traveling Theory» ادوارد سعید، هرمنوتیکِ فلسفیِ هانسگئورگ گادامر و تاریخِ مفهومی و روشِ تاریخی راینهارت کوزلک. ایدهٔ سفرِ نظریهها را به میان آوردهام و با عنوان «هجرتِ اندیشهها» بهکارش گرفتهام؛ گویی نظریهها نیز همچون انسانها، از شخصی به شخص دیگر، از موقعیتی به موقعیت دیگر، از دورهای به دورهٔ دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر جابهجا میشوند و هجرتشان بههیچوجه برابر با جابهجاییِ بیتغییرِ یک محتوای ثابت نیست. نظریه در مسیرِ عبور از زمان و مکان، با زمینههای تازه مواجه میشود، دستخوش دگرگونی میگردد و ممکن است نیرومندتر یا ضعیفتر شود و مضامین و دلالتهایی دیگر پیدا کند. در بسط این ایده و فراهم نمودنِ تمهیداتِ لازم جهتِ کاربست آن، کتابِ مهم «سفر نظریهها» نوشتهٔ استاد عباس کاظمی برایم جایگاهی بیبدیل و چشمگیری داشت. از گادامر، تاریخیبودنِ فهم و مسئلهٔ امتزاج افقها را وام گرفتهام و از کوزلک نیز حساسیت به زمانمندی تاریخی مفاهیم، لایهمندی معنا و ضرورتِ فهم مفاهیم در بستر دگرگونیهای تاریخیشان را.
این سه به من امکان دادند تا از جستوجوی یک معنای اصیل و ثابت و دستنخورده از وبر («وبرِ اصیلِ آلمانی») فاصله گرفته و از وسوسهٔ داوری دربارهٔ درست و غلط بودنِ خوانشهای ایرانی نیز تاحدودی عبور کنم؛ فیالواقع در این نوشته، سعی کردهام خودِ «فرایندِ فهمِ وبر در ایران» را به موضوعی برای تأملاتِ جامعهشناسانه مبدل نمایم. کانون بحث من، فهمِ جامعهشناسان و تحلیلگرانِ ایرانی از ماکس وبر، آنهم در نسبتِ عمیق با افق تاریخی و پروبلماتیکهای آنان بوده است. مسئله صرفاً این نبوده که آنان از وبر چه فهمیدهاند؛ بلکه این بوده که از کجا به او نگریستهاند، در کدام موقعیت تاریخی ایستادهاند، با چه پرسشها و منازعاتی دستوپنجه نرم کردهاند و چه ضرورتهای فکری و اجتماعی، افق فهم آنان را شکل داده است. در این کتاب «فهمندگانِ وبر» موضوع مطالعهاند نه ماکس وبر. اینجاست که جابهجایی بنیادینی در این نوشته بهوقوع میپیوندد: «جامعهشناسیِ ماکس وبر» جایش را به «جامعهشناسیِ جامعهشناسیِ ماکس وبر در ایران» میدهد (یعنی مطالعهٔ سرگذشتِ هجرتِ وبر مهم شده و روندِ ورود، بسط، تکوین، استقرار و کاربست آن به بحث گذاشته شده است).
فصل نخست تمامی این مقدمات را به یکدیگر پیوند میدهد: از صورتبندی مسئله و ضرورت پژوهش آغاز میکند و به ردپای مطالعات پیشین میرسد؛ نسبت این رویکرد را با جامعهشناسی معرفت و تاریخ اندیشهها روشن میسازد و سرانجام منطق و روش پیکربندیِ «وبر ایرانی» را توضیح میدهد. این فصل، در واقع، شناسنامهٔ نظری و روششناختیِ کتاب است، جاییکه میبایست معلوم شود که چگونه میتوان از تکثرِ خوانشها، از پراکندگیِ متون و از انبوهِ تفسیرهای گاه متعارض، به پیکربندیِ یک موقعیت تاریخی و یا بدنی تاریخمند دست یافت. این فصل کوششی برای گشودنِ چنین راهی است؛ تلاشی برای یافتنِ زبان، منطق و روشِ مطالعهٔ سرگذشتِ یک اندیشه در سرزمینی دیگر.
خوانندهٔ گرامی!
اندیشهها فقط در زادبوم خود متولد نمیشوند. آنها در سرزمینهایی که به آنها مهاجرت میکنند، بار دیگر زاده میشوند، فرم و محتوایشان تغییر میکند و گاه نیز آنچنان دگرگون میشوند که بازشناختنِ چهرهٔ نخستینشان بهشدت دشوار میگردد. برای فهم این دگردیسی، دیگر نمیتوان صرفاً به سراغ اندیشه و اندیشمند رفت، بلکه میبایست تاریخِ اجتماعی و سیاسیِ کسانی را کاوید که آنها را فهمیده و بهکار بستهاند. «وبر ایرانی» روایتِ سادهٔ ورود یک متفکر به ایران نیست؛ تلاشی است برای فهمیدنِ اینکه ایرانیان، در افق تاریخی و پروبلماتیکهای خویش، چگونه وبر را فهمیدهاند و در جریان این فهم، چه وبرهایی آفریدهاند.
:: خواندن مقاله زیر را نیز به شما توصیه میکنیم:
– کتاب «وِبِرِ ایرانی» دربارهٔ چیست؟
