قول‌های محو شده

قول‌های محو شده

دکتر کریم حنفی نیری

یادت هست آن روز که با هم نشستیم و درباره همکاری و همراهی صحبت کردیم؟ با شور و شوق گفتی: «روی کمک من حساب کن، این اقدام را دوست دارم، هر وقت لازم شد کنارت هستم و در این کار بزرگ همراهت هستم». همان قول و قرار برایم دلگرم‌کننده بود؛ حس کردم می‌توانم مسیر را با آرامش بیشتری ادامه بدهم، چون کسی هست که حضورش پشتوانه‌ای انسانی است.

اما روزها گذشت و خبری از تماسی، یادآوری حتی در فضای بسیار مجازی و بی‌روح (😀) یا حتی یک سر زدن ساده نشد. قول‌ها گاهی مثل ردّی روی آب‌اند؛ اگر مراقبت نشوند، زود محو می‌شوند. سکوت جای آن شور و شوق را گرفت و تنها خاطره آن جلسه باقی ماند. با این حال، من هنوز مسیر را ادامه می‌دهم، با امید اینکه آن قرار دوباره به یادت بیاید و به شکلی تازه زنده شود. برایم روشن شد که در زندگی، قول‌ها تنها زمانی معنا پیدا می‌کنند که در عمل تکرار و بازتولید شوند؛ وگرنه به سرعت در جریان روزمرگی فراموش می‌شوند.

از نگاه جامعه‌شناسی خیابانی (بنده)، چنین موقعیتی نشان می‌دهد که قول و قرارها در زندگی روزمره بیشتر از آنکه قراردادهای رسمی باشند، بخشی از زبان اجتماعی‌اند. درست مثل تعاملات کوتاه در خیابان -یک نگاه، یک لبخند، یا یک جمله‌ی ساده- این قول‌ها بیشتر کارکرد نمادین دارند تا عملی.

وقتی فراموش می‌شوند، این فراموشی خودش یک کنش اجتماعی است؛ کنشی که نشان می‌دهد فاصله میان گفتار و عمل بخشی جدایی‌ناپذیر از واقعیت زندگی روزمره است. این فاصله گاهی دلخوری می‌آورد، گاهی یادآور می‌شود که باید واقع‌بینانه به مسائل نگریست و زیاد انتظار نداشت. اما در عین حال، همین فاصله می‌تواند به ما بیاموزد که اعتماد و همراهی نیازمند مراقبت، یادآوری و بازتولید مداوم‌اند.

در فرهنگ ایرانی، چنین قول‌هایی اغلب به‌عنوان نشانه حسن نیت بیان می‌شوند، نه الزاماً تعهدی پایدار. عباراتی مثل «ان‌شاءالله»، «فعلاً باشه برای فردا»، یا «بعداً می‌بینیم» دقیقاً همین کارکرد را دارند: آن‌ها بیشتر از آنکه وعده قطعی باشند، نوعی زبان اجتماعی‌اند برای نشان دادن احترام، پرهیز از رودررویی مستقیم، یا عقب انداختن مسئولیت.

بنابراین، «قول‌های محو شده» فقط یک تجربه شخصی نیست؛ بلکه تصویری کوچک از فرهنگ تعاملات اجتماعی ماست. فرهنگی که در آن، گفتار و عمل همیشه در حال فاصله گرفتن و دوباره نزدیک شدن‌اند، و همین فاصله‌ها خودشان بخشی از روایت زندگی روزمره می‌شوند.