بیوگرافی مختصری از آقای دکتر کریم حنفی نیری
از زادگاهم، شهر کوچک و رویایی نیر (اردبیل) در دامنههای افسانهای سبلان میآیم؛ شهری که گویی تکهای از بهشت است با سرسبزی بیپایان، چشمههای جوشان و ییلاقهای دلانگیز که بوی علفهای تازه و صدای زنگ گوسفندانش تا همیشه در گوش جانم مانده است. طبیعت بکر و آواز رودهایش، نخستین موسیقی زندگی من بود و آسمان صافش، پنجره اول من به رؤیاهای بزرگ.
اکنون نزدیک به سه دهه است که در زنجان، این شهر کهن و اصیل، زندگی میکنم؛ شهری با مردمانی نجیب، سختکوش و نازنین که گرمی روابطشان، سرمای زمستانهایش را نیز جبران میکند. زنجان با تاریخ پرصلابت و معماری و آثار باستانی باشکوهش، نهتنها محل زندگی من که خانهای شده برای قلب و اندیشهام؛ جایی که در آغوش فرهنگ غنی و میهماننوازی مردمش، رشد کرده و بالیدهام.
من کریم حنفینیری هستم، متولد اولین روز خرداد ۱۳۵۷، که مسیر دانش را از رشته علم اطلاعات و دانششناسی در مقطع کارشناسی تا جامعهشناسی (گرایش پژوهشگری) در مقطع ارشد و دکتری جامعهشناسی (با گرایش اقتصادی و توسعه) پیمودهام. رساله دکتری من با عنوان «ترسیم مدل توسعه دانشبنیان» تنها یک پژوهش دانشگاهی نبود، بلکه تجلی آرزوی دیرین من برای پیوند دانش و توسعه بود که حاصل آن سه مقاله علمی و چهار کتاب پربار شد.
از نخستین نوشته علمیام در ترم پنجم کارشناسی در سال ۱۳۷۸ تا اولین کتابم که در همان دوره توسط مرکز آموزش و پژوهش سازمان زندانها منتشر شد، تا امروز که با افتخار بهعنوان یک پژوهشگر مستقل و حرفهای فعالیت میکنم، هرگز از جستجو و نوشتن دست نکشیدهام. بخشی از روزهایم به تدریس در دانشگاه و مراکز آموزشی میگذرد، جایی که عشق به دانش را با نسل جدید تقسیم میکنم.
و در این مسیر، کتابها همسفران همیشگی من بودهاند. چه بسیار شبهایی که با ورق زدن صفحات کتابها سپری شده است. اما در این میان، عشق دیوانهواری به فلسفه دارم؛ این جهان بیکران اندیشه که مرا به ژرفای هستی میبرد. البته اعتراف میکنم گاهی از این همه فلسفیدن سرم گیج میرود و در انبوه افکار فیلسوفان، حس میکنم در اقیانوسی بیکران شناورم! ولی این سرگیجه، شیرین و جانفزاست.
علاقه علمی من در طول نزدیک به سه دهه، حوزههای گوناگونی را دربر گرفته است: از مدیریت دانش و توسعه دانشبنیان تا فلسفه پژوهش و روششناسی، از کاربرد آمار در پژوهش تا مطالعات اعتیاد و زندگی روزمره. این مسیر پربار با بیش از ۲۵ کتاب فارسی و انگلیسی، ۳۰ مقاله علمی، ۴۰ طرح پژوهشی استانی و ملی و بیش از ۵۰ سخنرانی همراه بوده است.
اما بهترین لحظات زندگی حرفهایام به دو سالی بازمیگردد که بهعنوان کتابدار در دانشگاهها و مراکز پژوهشی تهران و زنجان خدمت کردم. تمام داشتههای امروزم، ریشه در نفسکشیدن در فضای کتابخانهها و بوی کاغذهای کهنه آن سالها دارد. کتابخانهها نهتنها محل کار، که معبد یادگیری و الهام من بودند.
و در میان همه این صفحات علمی، روح من با شعر و ادبیات پیوندی ناگسستنی دارد. اشعار سهراب سپهری، اخوان ثالث، شهریار و حافظ همیشه همراه من هستند و گاهی خود نیز دست به قلم میبرم و احساساتم را در قالب شعر به تصویر میکشم. زیرا معتقدم که علم و شعر، هر دو، زبانِ فهم جهان و زیباییهای آن هستند.
انتشارات همرخ مفتخر است به زودی کتابی از ایشان با عنوان «واگویههای یک جامعهشناس خیابانی» را منتشر می نماید.
