بیوگرافی مختصری از آقای حسین شاهزیدی
«حسین شاهزیدی، شاعر، ترانهسرا و نویسنده، در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در محلۀ قلعۀ اراک به دنیا آمد. شاهزیدی از نخستین اعضای انجمن قلم ایران بود که با طبع لطیف و بیان شیرین خود، توجه بزرگانی چون محمدعلی جمالزاده، جواد مشکور و دیگران را به خود جلب کرد. شاهزیدی با زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی آشنایی داشت و یکی از اعضای مؤثرِ شاخۀ ایرانی انجمن قلم در ایران (Pen Club) همچنین از اعضای انجمنِ قلمِ شعبۀ اراک نیز بود.در کارنامۀ مطبوعاتی حسین شاهزیدی، سردبیری نشریاتِ «نهیب آزادی»، »۲۸ مرداد»، «مقاومت» و «روشندل» دیده میشود. عضویت در هیئتِ تحریریۀ مجلۀ «ارتش» نیز در سوابقِ او موجود است. او بیش از هر چیز یک شاعر است و عموماً در جامعۀ ادبی کشور به عنوانِ شاعر شناخته میشود، اگرچه داستانهایی نیز از او در نشریۀ «نامۀ اراک» منتشر شده است. تنها کتابی که از او منتشر شده، با نامِ «آئینۀ زندگی» گزیدهای از اشعارش است که با مقدمۀ سیدمحمدعلی جمالزاده و محمدباقر صدرا به کوششِ مرتضی شاهزیدی (برادرش) در پنج بخش و در سال ۱۳۷۹ به چاپ رسیده است. وی در سال ۱۳۶۸ دار فانی را بدرود گفت.
سعید شیری، شاعر و پژوهشگرِ ادبی در مقالۀ «افسر فرهنگشعار» دربارۀ اشعارِ او چنین داوری میکند: «شعرِ شاهزیدی هم تنوعِ مضمونی دارد، و هم بهگونهای گویای جنبههایی از زندگی اوست، او، هم غزل و شعرِ عاشقانه دارد، هم سرودههای ملّی و میهنی و مذهبی، هم اشعارِ طنزآمیز، و هم سرودههای محلی و بومی به لهجه یا گویشِ زادگاهش اراک. یکی از ویژگیهای شعرِ او توجهِ گاه طنزآمیز به عناصر و پدیدههای صنعتی نوین است. چیزهایی همچون تلویزیون، رادیو، برق، کولر، اتوموبیل، چرخِ خیاطی و غیره. از این جنبه یعنی مضمونپردازی با اشیای پیرامون، شاید او به پروین اعتصامی شباهت داشته باشد، البته با تفاوت در نگاه. از نظرِ حسبحالنویسی و انعکاسِ جنبههایی از زندگی او در شعرش، میتوان به چند سرودۀ وی اشاره کرد که مضمونِ آنها از دسترفتنِ بینایی چشم و ابتلا به بیماری قند است؛ مشکلاتی که در سالهای پایانی عمر دامنگیرِ او شده بود و او با نگاه مخصوصِ خودش این دو مشکل را دستمایۀ سرودههایی کرده است که گاه تأثرانگیزند و گاهی هم برخوردار از نمکِ طنز و طیبت. غزلی با عنوانِ «فردای من» با مضمونِ کمشدنِ بینایی چشمِ شاعر و اشعاری با عنوانهای «دیابت و خودکفایی»، «دیدۀ بینور» و «مهمانِ ناموافق» از این دستهاند. شوخی او با کیفِ خالی از پولش هم شیوایی و جذابیتِ خود را دارد…» (فصلنامۀ رازان، شمارۀ ۲۳، زمستان ۱۴۰۱، ۱۰۲).
از آثارِ منثورِ او که کتاب «سفر به ینگه دنیا» گردآوری شده، دو سفرنامه است؛ یکی «سفر به ینگه دنیا»، روایت سفر او به آمریکا در سال ۱۳۵۳ است که طی آن با برخی اهالی قلمِ آمریکا دیدار میکند. سفرنامۀ بعدی با نامِ «شنیدنیهای سفر به اروپا و لبنان» حاصلِ دیدارش از کشورهای انگلستان، آلمان، فرانسه و لبنان است که با زبانی شیوا و طنزآمیز خاطرات و مشاهداتش را بیان میکند.»
(تلخیص از پیشگفتار یوسف نیکفام بر کتاب سفر به ینگه دنیا)
نشر همرخ مفتخر است که از این نویسنده کتاب «سفر به ینگه دنیا؛ و شنیدنیهای سفر اروپا و لبنان» را به کوشش یوسف نیکفام منتشر کرده است.
