پیوست: گیاه‌شناسی و توسعهٔ پایدار در ایران (از کتاب پایداری ایرانی)

پیوست: گیاه‌شناسی و توسعهٔ پایدار در ایران (از کتاب پایداری ایرانی)

پیوست مقاله گیاه‌شناسی و توسعهٔ پایدار در ایران/ از کتاب پایداری ایرانی
دکتر حسین آخانی؛ پژوهشگر و استاد گیاه‌شناسی دانشگاه تهران

در این پیوست، ۸ تصویر از مقاله آقای دکتر حسین آخانی با کیفیت بالا در دسترس است:

شکل ۱:
تصویر تعدادی از کتاب‌های مهم طب سنتی ایران

شکل ۱ – تصویر تعدادی از کتاب‌های مهم طب سنتی ایران

قدیمی‌ترین اثر پزشکی ایرانی تحت عنوان فردوس الحکمة توسط ابن ربن طبری در سال سوم خلافت متوکل عباسی در سال ۲۳۶ قمری نوشته شده است. در همین دوران می‌توان به دانشمندانی چون زکریای رازی (۲۵۱-۳۱۳ قمری، ۸۶۴-۹۲۵ میلادی) اشاره کرد که در کتاب الحاوی ۶۳۰ گیاه دارویی و داروی گیاهی را معرفی کرده است. علی بن عباس مجوسی در سال ۳۸۴ قمری کتابی تحت عنوان کامل الصناعة الطبیة معروف به طب الملکی نوشت. این کتاب یکی از آثار قدیمی طب سنتی است که قبل از کتاب قانون ابن سینا مهم‌ترین اثر پزشکی آن دوران به حساب می‌آمد. کتاب الابنیة عن حقایق الادویه دیگر اثر علمی در خصوص گیاهان دارویی ایران است که توسط ابومنصور موفق هروی در بین سنوات ۳۵۰ تا ۳۶۶ ق نوشته شده است. این اثر یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌های طب سنتی دارای ۴۵۰ گیاه و محصول گیاهی است. کتاب الصیدنة فی الطب (داروشناسی در پزشکی) نوشتهٔ ابوریحان بیرونی (۳۶۲-۴۴۰ قمری، ۹۷۳-۱۰۴۸ میلادی) یکی از شاهکارهای علمی زمان خود است که در آن ۴۵۰۰ گیاه، جانور و مواد معدنی به نام‌های مختلف توسط ابوریحان بیرونی جمع‌آوری شده است. ابن سینا (۳۷۰-۴۲۸ قمری و ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی) شناخته‌شده‌ترین پزشک ایرانی است که ماندگارترین اثر علمی خود را به نام القانون فی الطب (قانون در طب) نوشته که از ۸۰۰ ماده و دارویی که نام می‌برد، ۵۴۱ مورد آن گیاه و یا گیاه دارویی بودند. این اثر علمی سال‌ها در دانشگاه‌های غربی مورد استفاده قرار می‌گرفت. تحفةالمؤمنین اثر محمد مؤمن بن میرزا محمد زمان تنکابنی، پزشک شاه سلیمان صفوی، در سال ۱۰۸۰ قمری نوشته شده است. این کتاب یک دایرة‌المعارف دارویی است که در آن از ۵۷۵۰ مورد، ۹۴۰ مورد آن مربوط به گیاهان دارویی، محصولات گیاهی و سبزیجات است. در این کتاب گیاهان و داروها و محصولات به زبان‌های مختلف ذکر شده است. کتاب مخزن الادویه که در سال ۱۱۸۳ قمری توسط حکیم عقیلی خراسانی به فارسی نگاشته شد، اثر ارزشمندی درباب مفردات گیاهی است.

شکل ۲:
روی جلد و سه صفحه از کتاب جاذبه‌های اگزوتیک کمفر

شکل ۲ – روی جلد و سه صفحه از کتاب جاذبه‌های اگزوتیک کمفر
عکس بالا سمت چپ نقاشی گیاه باریجه و دو صفحه پایینی در مورد گیاه باریجه و تخت جمشید است.

شروع تحقیقات گیاه‌شناسی به سبک علوم غربی به قرن هفدهم برمی‌گردد. اولین شرق‌شناسی که مطالعاتی در مورد گیاهان ایران انجام داد فردی آلمانی به نام انگلبرت کمفر (Engelbert Kaempfer: ۱۶۵۱-۱۷۱۶) بود. او طبیعی‌دان و پزشک بود و در سال ۱۶۸۳ میلادی ابتدا در جایگاه منشی سفیر سوئد به ایران آمد. سپس با پایان این مأموریت به‌عنوان جراح کمپانی هلندی هند شرقی تا دو سال در ایران اقامت داشت. نتیجهٔ سفرش را در کتابی با عنوان جاذبه‌های اگزوتیک نوشت. او در این کتاب در پنج بخش اطلاعات بسیار ارزشمندی را از ایران و ژاپن آن زمان، با نقاشی‌های بسیار زیبا ارائه کرد. فصلی از کتاب کمفر به نخل و محصولات آن اختصاص داشت.

شکل ۳:
نقشه شمال ایران و پوشش گیاهی کوه توچال - برش منتشر نشدهٔ پوشش گیاهی کوه‌های زاگرس تا قله دنا

شکل ۳ – تصویر بالا نقشه شمال ایران و پوشش گیاهی کوه توچال است که در سال ۱۸۶۱ میلادی منتشر شده است.
عکس پایینی برش منتشر نشدهٔ پوشش گیاهی کوه‌های زاگرس تا قله دنا است که توسط تئودور کوچی تهیه شده است.

در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی دانشمندان زیادی به ایران آمدند و به جمع‌آوری گیاهان ایران پرداختند. از بین آنها می‌توان به اوشر الوی (Aucher-Eloy: ۱۷۹۲-۱۸۳۸) فرانسوی اشاره کرد که از سال ۱۸۳۰ تا ۱۸۳۸ به کشورهای آسیای صغیر و ایران سفر کرد تا گیاهانی را برای فلور شرق جمع‌آوری کند. او در سال ۱۸۳۸ در اصفهان درگذشت و در جلفای اصفهان دفن شد. سپس تئودور کوچی لهستانی-اتریشی (Theodor Kotschy: ۱۸۱۳-۱۸۶۶) سفرهای متعددی به خاورمیانه و در سال‌های ۱۸۴۲ و ۱۸۴۳ به ایران داشت. وی یکی از مهم‌ترین جمع‌آورنده‌های فلور خاورمیانه بود که با ۳۰۰ هزار نمونهٔ گیاهی، در تاریخ گیاه‌شناسی شرق رکوردی انحصاری را به جا گذاشته است. نقشه‌های پوشش گیاهی کوچی از تهران و کوه دنا از جمله آثاری است که ارزش تاریخی زیادی دارد.

شکل ۴:
خانه اشتراوس در اراک

شکل ۴ – بالا سمت چپ، عکس قدیمی خانه اشتراوس در اراک؛ سمت راست کتاب فرش و گل، زندگینامه اشتراوس؛
پایین دو نمونه از نقاشی‌های گیاهان اراک بجا‌مانده از اشتراوس در کتابخانه باغ گیاه‌شناسی برلین

مطالعات گیاه‌شناسی ایران در اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم با دو نام آلمانی گره خورده است: ژوزف برنمولر (Joseph Bornmüller: ۱۸۶۲-۱۹۴۸) و فرانس تئودور اشتراوس (Franz Theodor Strauss: ۱۸۵۹-۱۹۱۱) آلمانی که با هم ارتباط نزدیکی داشتند. برنمولر سفرهای زیادی به ایران داشت و مقالات متعددی در مورد ایران نوشت. اشتراوس گیاه‌شناس حرفه‌ای نبود. او ماجراجو، تاجر و نقاش بود که در سال ۱۸۸۶ به اراک (سلطان‌آباد) آمد و به‌عنوان نمایندهٔ شرکت تجاری انگلیسی زیگلر در این شهر کارگاه قالیبافی راه‌اندازی کرد. او بخش عمدهٔ اقامت پانزده سالهٔ خود در شرق را در اراک گذراند. او که به گل‌ها و فرش علاقهٔ زیادی داشت، نقاشی و طرح‌های قالی را خودش می‌کشید و کارگاهی برای قالیبافی دایر کرده بود. اشتراوس گیاهان جمع‌آوری شدهٔ خود را برای شناسایی به برنمولر می‌فرستاد. برنمولر سه مقالهٔ بزرگ در مورد گیاهان جمع‌آوری شدهٔ اشتراوس منتشر کرد. همچنین گیاهانی را در باغ منزل خود در سلطان‌آباد می‌کاشت. این منزل همچنان در اراک پابرجا و در اختیار میراث فرهنگی شهر اراک است. از او نقاشی‌هایی باقی مانده است که در موزهٔ گیاه‌شناسی برلین نگهداری می‌شود.

شکل ۵:
بخشی از مقالهٔ اروین گائوبا

شکل ۵ – بخشی از مقالهٔ اروین گائوبا که به سرنوشت نمونه‌ها و دست‌نوشته‌های او بعد از دستگیری توسط متفقین اشاره دارد.

گائوبا در ابتدا به گیاهی اشاره دارد که از چابهار جمع‌آوری کرده و قصد داشته آن را به افتخار دستیارش حبیب‌الله ثابتی (Hibiscus Sabetianus) نامگذاری کند. با اتفاقاتی که برای او در سال ۱۹۴۱ رخ می‌دهد تمام نمونه‌های گیاهی و دست‌نوشته‌های باقیماندهٔ او در ایران به دست دکتر احمد پارسا، استاد دانشگاه تهران، می‌افتد. پارسا پلاک‌های ایشان را دستکاری کرده، شماره هرباریومی آنها را تغییر داده و سپس نام خود را روی آنها گذاشته است. او نام‌هایی را که گائوبا به گیاهان داده است به نام خویشان خود شامل پدربزرگ و کودکان خردسال خود تغییر داده است. در این مورد نام (Hibiscus Sabetianus) را به نام پسر ۱۲ ساله خود جابین (Hibiscus» Djabinianus) نامگذاری کرده است. البته در مواردی هم بدشانسی آورده است، چرا که برخی از این نام‌ها قبلاً توسط گائوبا و دیگر گیاه‌شناسان منتشر شده بود و پارسا آنها را دوباره منتشر کرده است. در این بین، به نام یک گونه هویج وحشی اشاره می‌کند که در سال ۱۹۴۰ منتشر شده بود و دوباره توسط پارسا در سال ۱۹۴۸ انتشار یافته است. او این کار پارسا را «حقه‌بازی» (Schwindelein) خطاب می‌کند.

شکل ۶:

کارل هاینز رشینگر

شکل ۶ – سمت راست رشینگر و همسرش در برلین ۱۹۹۰ میلادی،
وسط عکس روی جلد یکی از شماره‌های فلورا ایرانیکا؛ چپ یکی از صفحات مربوط به تیره روناس

بی‌تردید مهم‌ترین و مؤثرترین دانشمند گیاه‌شناسی تاریخ ایران کارل هاینز رشینگر اتریشی است (Karl Heinz Rechinger: ۱۹۰۶-۱۹۹۸). او بنیانگذار و ویراستار فلورا ایرانیکا (Flora Iranica) است. رشینگر اولین سفر گیاه‌شناسی خود را به ایران در سال ۱۹۳۷ میلادی انجام داد و با جمع‌آوری ۲۶۰۰ نمونهٔ گیاهی در سال ۱۹۴۰ اولین سری از مقالات خود را در مورد گیاهان ایران منتشر کرد. تحقیقات رشینگر در فلور ایران و کشورهای مجاور با سفرهای متعددی همراه بود که تا سال ۱۳۵۵ ادامه داشت. او در این سفرها ۵۰ هزار نمونهٔ گیاهی را جمع کرد. شاهکار رشینگر شروع به انتشار مجموعهٔ فلورا ایرانیکا از سال ۱۹۶۳ میلادی بود که فلور ایران، افغانستان، غرب پاکستان (از رود سند تا ایران)، شمال شرقی عراق، تالش و مناطق کوهستانی ترکمنستان را شامل می‌شد. تا سال ۲۰۱۵ میلادی، ۱۸۱ جلد از این مجموعه منتشر شده است که بهترین و دقیق‌ترین اثری است که حدود ۱۱۰ نفر از گیاه‌شناسان دنیا در نگارش آن نقش داشته‌اند.

شکل ۷:

نقشه اقالیم حیاتی ایران شکل ۷ – نقشه اقالیم حیاتی ایران

کشور ایران یکی از کشورهای غنی از نظر تنوع گیاهی و جانوری است. تنوع زیستگاهی و آب و هوایی در کشوری که محل برخورد سه کلان‌اقلیم بزرگ ایرانو-تورانی، معتدله و حارّه‌ای است باعث به وجود آمدن ده اقلیم حیاتی شده است.

 

شکل ۸:

نمونه‌ای از آسیب به پوشش گیاهی بومی و آلوده کردن ماسه‌زارهای خوزستان و ابوزید‌آباد در کاشان

شکل ۸ – نمونه‌ای از آسیب به پوشش گیاهی بومی و آلوده کردن ماسه‌زارهای خوزستان و ابوزید‌آباد در کاشان

مورد دیگر از کجروی‌های سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور (این نام جایگزین سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور شده است) استفاده از مالچ نفتی در ماسه‌زارهاست. زیست‌بوم‌های ماسه‌ای از ارزشمندترین زیست‌بوم‌های کشور است که در پنج دههٔ اخیر به بهانهٔ مبارزه با بیابان‌زایی، از مالچ (قیر) نفتی برای تثبیت آنها استفاده می‌شود. این روش که هیچ مشابهی در جهان ندارد، به یکی از تهدیدهای جدی تنوع زیستی کشور تبدیل شده است. بر اساس مطالعات میدانی نگارنده، در ماسه‌زارهای کاشان و خوزستان که از پوشش انبوه گونه‌های بومی برخوردارند، با پاشیدن مالچ داغ، بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری و همچنین لایهٔ زیستی این زیست‌بوم‌ها آسیب جبران‌ناپذیری دیدند.