بیوگرافی مختصری از آقای دکتر رابرت اچ لاستیگ (Robert H. Lustig)
رابرت اچ. لاستیگ پزشک، متخصص غدد عصبی، پژوهشگر و نویسنده آمریکایی است که بیش از همه بهخاطر پژوهشهایش درباره متابولیسم، چاقی، تغذیه، شکر و تأثیر آنها بر مغز و سلامت انسان شناخته میشود. او استاد بازنشسته پزشکی کودکان در بخش غدد درونریز دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو (UCSF) و از اعضای مؤسسه مطالعات سیاستگذاری سلامت این دانشگاه است. لاستیگ در سال ۱۹۷۶ از مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) فارغالتحصیل شد، در سال ۱۹۸۰ مدرک پزشکی خود را از دانشکده پزشکی دانشگاه کرنل دریافت کرد و بعدها، در سال ۲۰۱۳، مدرک کارشناسی ارشد مطالعات حقوق (MSL) را از دانشگاه کالیفرنیا، کالج حقوق هیستینگز گرفت.
بخش مهمی از فعالیت علمی رابرت لاستیگ به بررسی ارتباط میان تغذیه، سوختوساز بدن و بیماریهای مزمن اختصاص داشته است. او بهویژه به دلیل نقد نقش شکر و غذاهای فراوریشده در گسترش چاقی، دیابت و اختلالات متابولیک شهرت جهانی یافته است. اما دامنه فعالیت او به تغذیه محدود نمیشود؛ لاستیگ در آثار عمومی خود تلاش میکند یافتههای پزشکی، علوم اعصاب، اقتصاد و سیاستگذاری سلامت را به یکدیگر پیوند دهد و نشان دهد چگونه محیط اقتصادی و تجاری مدرن میتواند بر رفتار، انتخابها و حتی سازوکارهای پاداش در مغز انسان تأثیر بگذارد.
شناختهشدهترین کتاب او Fat Chance: Beating the Odds Against Sugar, Processed Food, Obesity, and Disease است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و در فهرست کتابهای پرفروش نیویورک تایمز قرار گرفت. لاستیگ در این کتfیهای متابولیک را نمیتوان صرفاً حاصل ضعف اراده یا انتخابهای فردی دانست و برای فهم این مسئله باید به ساختار رژیم غذایی مدرن، مصرف شکر و محیط غذایی نیز توجه کرد. موفقیت Fat Chance جایگاه او را بهعنوان یکی از چهرههای شناختهشده بحث جهانی درباره شکر، غذای فراوریشده و سلامت متابولیک تثبیت کرد.
لاستیگ در کتاب مهم دیگر خود، The Hacking of the American Mind: The Science Behind the Corporate Takeover of Our Bodies and Brains که ترجمه فارسی آن با عنوان «ذهن هکشده» با ترجمه دکتر علی متولیزاده اردکانی منتشر میشود، از حوزه تغذیه فراتر میرود و به رابطه میان مغز، لذت، رضایت، اعتیاد و اقتصاد مصرفی میپردازد. محور اصلی کتاب تمایزی است که او میان «لذت» و «رضایت» قائل میشود و آن را با نقش دو انتقالدهنده عصبی، دوپامین و سروتونین، توضیح میدهد. به باور لاستیگ، بسیاری از صنایع مدرن با بهرهگیری از سازوکار پاداش مغز، انسان را به مصرف بیشتر ترغیب میکنند و مرز میان نیاز، لذت و احساس خوشبختی را تغییر میدهند.
در «ذهن هکشده»، موضوعاتی مانند شکر و غذای فراوریشده در کنار فناوری، رسانه، مصرفگرایی، اعتیاد و افسردگی قرار میگیرند و تصویری گستردهتر از مسئلهای ارائه میشود که سالها موضوع پژوهش لاستیگ بوده است: اینکه محیطی که انسان در آن زندگی میکند تا چه اندازه میتواند زیستشناسی، رفتار و سلامت او را تحت تأثیر قرار دهد. همین تلفیق علوم اعصاب، پزشکی و نقد اجتماعی سبب شده است آثار رابرت لاستیگ مخاطبانی بسیار فراتر از جامعه پزشکی و دانشگاهی پیدا کنند.
