راهبرد جدید اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت۱ (IUCN)، رویکردی هوشمند برای مدیریت تداخلات انسانی با طبیعت است. در ادامه، تفسیر تخصصی این رویکرد در سه سطح ارائه میشود:
فلسفه وجودی: اکوسیستم به مثابه زیربنا
چرا اکوسیستم اهمیت دارد؟ و چرا یک چرخش استراتژیک دیده میشود؟ علت این است که تنوع زیستی تنها شامل موجودات زنده (گونهها) نیست، بلکه شامل تعاملات آنها با محیط است و باید توجه داشت که:
* حفاظت از یک گونه در محیطی که کارکرد اکولوژیک خود (مثل چرخه نیتروژن یا تصفیه آب) را از دست داده، ناممکن است.
* از آنجایی که فعالیتهای صنعتی (معدن، سدسازی، کشاورزی) کل پهنه جغرافیایی را متاثر میکنند، پاسخ حفاظتی نیز باید در سطح پهنه باشد.
گام نخست: مدیریت دانش محور
موفقیت در حفاظت، پیش از هر اقدامی، نیازمند دادههای استاندارد است در این خصوص:
* تشخیص دقیق مرزهای اکولوژیک برای جلوگیری از تداخلات غیرکارشناسی لازم است.
* فهرست قرمز اکوسیستمها وضعیت سلامت اکوسیستم را در سه سطح (آسیبپذیر، در معرض خطر، و بهشدت در معرض خطر) میسنجد. این طبقهبندی به سیاستگذاران اجازه میدهد تا بودجههای حفاظتی را به بحرانیترین نقاط اختصاص دهند.
گام دوم: پیادهسازی
“سلسلهمراتب تعدیل” این بخش، قلب تپنده مدیریت اثرات محیطزیستی است که از یک منطق اولویتبندی شده پیروی میکند که عبارتست از:
اجتناب: هیچ فناوری بازسازی نمیتواند جایگزین یک اکوسیستم دستنخورده شود. در اینجا هدف، “تغییر مسیر” پروژهها برای عدم برخورد با مناطق حساس است.
کاهش شدت اثر: کاری کرد که شدت تخریب و تهدید کم شود. به عنوان مثال، طراحی پلها به شکلی که مسیر مهاجرت حیاتوحش یا جریان طبیعی رودخانه قطع نشود.
بازسازی: زخمهای وارد شده به طبیعت با الگوبرداری از اکوسیستمهای مرجع و بومی درمان شود.
جبران: این نرحله پیچیدهترین مرحله است. اگر خسارتی باقی بماند، باید در منطقهای دیگر، اکوسیستمی با همان ارزش و کارکرد ایجاد یا حفاظت شود تا “تراز خالص تخریب” به صفر برسد.
در مجموع این مدل نشان میدهد که برای دستیابی به توسعه پایدار، باید از نگاه “حفاظت جزیرهای” به سمت “حفاظت سیستمی” حرکت کنیم. حفاظت از اکوسیستم، در واقع بیمه کردن خدماتی است که طبیعت به انسان ارائه میدهد (مانند امنیت غذایی و تعدیل اقلیم).
پینوشت:
- International Union for Conservation of Nature
